مرتضى راوندى
498
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
گوش به غريو جنبش ، بايد در فرازهء تاريخ ، بر تنهء شعر ، عرقريزان و نفسزنان رفت ، اگر از گريوههاى خارآگين بگذرى ، نوبت افقهاى باز ، آسمانهاى ملون خواهد رسيد ، بپوى ! بپوى ، فراتر و فراتر شو تا آنجا كه بتوانى در زير سپهر سبز رنگ به آزادى نفس بكشى . مردم ما به گفتگوى منظم ، آرام ، انسانى ، منطقى ، بدون غرور ، بادقت ، از روى خبرگى ، از روى شكيب نيازمندند ! بايد دانست كه داريم فرهنگى نو را آغاز مىكنيم . « « باستان ما » « سدههاى ميانهء » ما براى ابد در درهء عدم درغلطيده است ، عصرى نو ، روزى نو در تاريخ ما آغاز مىشود : عصر گوارش فرهنگ جهانى براى ايران و آفرينش اين فرهنگ در چهارچوب رنگ و آهنگ ايرانى ؛ براى اين كار ما به انديشهگرايى جدى نيازمنديم ، لازمهء شاعر خوب بودن ، بىمنطقى و ديوانهسرى نيست ، نام و عنوان اين پيمبران رنج و آرزو را نيالائيم ، فروتن ، سنجيده با توشهيى از سخن گفتنى بر مصطبهء بحث و سنجش بنشينيم و راهى بگشائيم . » نوپردازى در شعر فارسى مردمى كه در فلات ايران ساكنند چنان كه تاريخ آنها نشان مىدهد ، مردمى دردكش و رؤياباف و لذا شاعر پيشهاند ، سرودهاى زرتشت « گاتها و يشتها و يسناها گواه بر آنست كه قريحهء شاعرى از ديرباز در اين ديار كهن ، گرم جلوهگرى است . اگر ارثيه گمشدهء عهدهاى ديرين در دست مىبود ، بىشك مىشد تاريخ بههم پيوستهيى از شعر پارسى ترتيب داد ، ولى افسوس اين رشته را تصاريف زمان چنان گسسته است كه بهنظر بسيارى آغاز شعر پارسى تنها از دوران پس از اسلام است و حال آنكه در واقع چنين نيست . . . آنچه مسلم است آنست كه شعر پارسى پس از اسلام سخت اوج گرفت و اين خود ثمرهء اعتلاء پرتوان تمدن ايرانى در دوران پس از غلبه بر عواقب هجوم عرب و پيش از ابتلاء به ايلغار مغول ، يعنى در قرن سوم تا ششم هجرى است . در اين دوران ايران در مرز مقدم فرهنگ بشرى قرار داشت . علت آن بود كه ايرانيان از آن تمدن التقاطى ، كه فتوحات جهانشمول اسلام بههم بافته بود ، بيش از همه ديگر خلقها كه يوغ سيطرهء عرب بر گردنشان بار شد ، فيض جسته و بهرهبردارى كردهاند ، زيرا زمينهء مدنى آنها براى اين كار آمادهتر بود ؛ و چون رشد اجتماعى و ذهن تند و روح سركش بدان مايه مىداد ، از اينرو تفكر علمى و خيال هنرى هردو را به كمال پيمود و شعر فارسى گاه به مثابهء فرزند خلف هر دوى آنها ، سرشار از پندارهاى نازك و يافتهاى شگرف و انديشههاى نغز ، آراسته به الفاظ رنگين و اوزان خوش آهنگ بروز كرد .